بازی های تیمی دلخوشکنک

مقاله اخیر بیزنس هاروارد ریویو به مساله ای اشاره می کنه که مدتهاست ذهن من رو به خودش مشغول کرده، آیا واقعا بازیهای تیمی طراحی شده برای سازمانها کارآمد هستند؟

مد جدید شرکتها اینه که هزاراران هزار دلار برای بازیهای تیمی سالانه خرج می کنن، هتل های گرون قیمت در یک شهر دیگه، هزینه سفر و… برای اینکه کارکنان و مدیریت دور هم جمع بشن و بازیهای تیمی انجام بدن و مدعی هستند که این بازیها روابط بین کارکنان و مدیریت رو بهتر می کنه و در نهایت کارکرد تیمی رو بهبود می بخشه. چیزی که طراح های این “بازی”ها ازش غافل هستند اینه که بهبود روابط با چند روز در کنار هم بودن بهتر نمی شه بلکه توانایی مجاب کردن کارمندان در اینکه اونها با رسیدن به اهداف سازمانی به اهداف شخصی خودشون هم خواهند رسید، اونها رو مجاب می کنه که بیشتر و بهتر تلاش کنن و به نتیجه برسن.

در تحقیقی که تیم منابع انسانی شرکت بیست و پنج میلیارد دلاری مارس انجام دادن، کاملا روی این مساله تاکید شده که به بحث گذاشتن اینکه اگر همکاری نکنیم چه چیزهایی رو از دست خواهیم داد و اگر همکاری کنیم چه دستاوردهایی خواهیم داشت عملکرد تیمها رو با درصد بالایی بهبود بخشیده.
اونها متوجه شدن که افراد وقتی بهشون اهمیت داده بشه و دستاوردهای جمعی با اهداف فردیشون گره بخوره بیشترین بازده رو خواهند داشت
we learned that quality collaboration does not begin with relationships and trust; it starts with a focus on individual motivation.

بحث همگامی ارزشهای فردی و سازمانی اینجاست که اهمیت پیدا می کنه. وقتی آرمانهای شما با چشم انداز شرکت همخوانی پیدا می کنه، شما انگیزه بیشتری برای کار کردن و همکاری پیدا می کنید چون در نهایت این “شما” هستید که برنده اید…

مشکل اصلی اما اینجاست که همه می دونن با همکاری کردن سریعتر پیش خواهند رفت و نتایج بهتری خواهند گرفت و معمولا همکارها و مدیران خودشون رو هم دوست دارن (مشکلی باهاشون ندارن حداقل) ولی نمی دونن چرا همکاری نمی کنن!

تحقیقات نشون داد که در بسیاری از موارد افراد می دونستن دقیقا چی می خوان. اونها دنبال این بودن که نتیجه مشخصی از پروژه ها بگیرن و عملکرد شخصی شون رو بهبود ببخشن و بخاطر این عملکرد شناخته بشن (پروژه به اسم خودشون تموم بشه و از طرف رییس و سیستم مورد تشویق قرار بگیرن)

در واقع مصاحبه ها نشون دادن که دلیل اصلی اینکه افراد در کار تیمی (همکاری) شکست می خورن اتفاقا اینه که کار خودشون رو به صورت فردی خوب و حتی به بهترین نحو انجام می دن و مدیریت هم به همین دلیل اونها رو استخدام کرده. در حالیکه همکاری با تیم، یک هدف ایده آلیستی و مبهمه که قانون مشخص و معیار تدوین شده برای اندازه گیری نداره و همه بهش به چشم بی نظمی نگاه می کنن که مسوولیت پذیری رو کاهش می ده و پاداشهای فردی ملموس رو به حداقل می رسونه.

با توجه به این یافته ها، تیم تصمیم گرفت یک چهارچوب جدید برای همکاری تعریفک نه که جذابیت کار تیمی رو بالا ببره، اون رو کاملا واضح و روشن و تعریف شده بکنه تا همه حس کنن می تونن بهش برسن. به همین منظور دو سوال اصلی طراحی شد:
اول. چرا همکاری کردن اونها برای رسیدن به اهداف سازمانی لازمه؟
دوم. کدوم کارها، وظایف، حتما باید به شکل تیمی و با همکاری انجام بشن تا به اون نتایج مورد نظر سازمانی برسن؟

این سوالها در یک کارگاه دو روزه به بحث و بررسی گذاشته شد و در دو سال بعد عملکرد شرکت سی و سه درصد بهبود پیدا کرده بود و برای اولین بار طی هشت سال گذشته تیم به تمامی اهداف تعیین شده اقتصادی رسیده بود.

در واقع تیم تمام تمرکز خودش رو گذاشته بود روی مسالی که منجر به رسیدن به اهداف می شدن. حس مسوولیت پذیری در قبال همکاری با بقیه بر پایه تصمیماتی که با هم گرفته بودن (توافقاتی که انجام شده بود برای رسیدن به اهداف سازمانی) روابط سازمانی رو ارتقا بخشیده بود و اونها رو به هدف نزدیکتر کرده بود.

Their team purpose had focused their collaboration on the things that mattered most to the results they planned for. The sense of accountability for their work together, based on the agreements they forged, made their working relationships far more productive than they had been.

بنابراین تیم تحقیقاتی به این نتیجه رسید که برای اینکه اعضای تیم با هم به نتیجه مورد نظر برسن باید بذاریم خودشون راهکارهای بهبود نتایج رو بررسی و پیدا کنن و به انجامش متعهد بشن.

to get people to work together, we had to let them figure out how that would actually improve results.

روابط بین فردی و اعتماد گرچه مهم هستند ولی نقطه شروع کار تیمی نیستند بلکه اونها در نتیجه ی کوشش افرادی به دست میان که با هم کار کرده باشن. برقرار کردن ارتباط بین همکاری افراد و انگیزه های افراد موفقه که کار تیمی موفق رو به همراه میاره.

Strong relationships and trust do matter to collaboration, but they are not the starting point. They are the outcomes of dedicated people striving together. Connecting collaboration to the motives of success-minded team members is what unlocks productive teamwork.

منبع

https://hbr.org/2018/09/stop-wasting-money-on-team-building?utm_source=facebook&utm_campaign=hbr&utm_medium=social

برچسب ها: بدون برچسب

پاسخی بگذارید