باغبانی مردمی

دوستان متفاوتی در گروه های مختلف دارم که زندگی من رو رنگین کمونی کردن مثلا دوستانی در گروه های مختلف باغبونی که از مجازی فراتر رفتیم و ماهی یک بار همدیگه رو می بینیم و تا ساعتها حرف می زنیم از گیاه و باغبونی و سبز و سبز و سبز … بعضی وقتها بقیه آدمها ما رو نمی فهمن و متعجب می شن که چطور می تونی چهار ساعت از گل و گیاه حرف بزنی ولی واقعیت اینه که همین حرفها و تبادلات و همراهی ها که با تبادل گل و گیاه هم معمولا همراه هست به نوعی تراپی و درمان یا فرار از استرس و زندگی روزمره محسوب می شه و به شکل محسوسی موقع خداحافظی همگی شادتر هستیم.

چند روز پیش که از یکی از همین دورهمی ها برگشته بودم یکی از کم حرف ترین افراد گروه برام پیام داد که آیا اجازه دارم حرفهات رو در وبلاگ باغبونی خودم نقل قول کنم؟ و بعد این مطالب رو فرستاد برام که تایید کنم و بذاره توی وبلاگش. خودم جا خوردم از اینکه وسط مکالمات نگهداری از گل و گیاه باز برگشته بودم به مردم شناسی و روانشناسی و آدمها چقدر دقیق به حرفهای من گوش دادن! نکاتی که برام فرستاده بود:

۱. صرف خرید گیاه و مخصوصا گیاه های گرون شما رو باغبون نمی کنه ولی درک شیوه تعامل با گیاه ها چرا. شما می تونید تعداد محدودی گیاه داشته باشید، به خوبی ازشون نگهداری کنید و در موردشون چیزهای جدید یاد بگیرید و به دیگران یاد بدید و یک فرد مطلع در مورد باغبانی باشید یا صرفا خریدهای گرون و پشت سر هم انجام بدید و هر بار با بی تفاوتی و عملکرد نامناسب گیاه ها رو بکشید. البته که می شه باز هم گیاه های جدید خرید ولی شما رو باغبان نمی شه به حساب آورد، نهایتا یک جمع آوری کننده و علاقمند به داشتن کلکسیونی از گل و گیاه هستید.
دو کلمه کلیدی اینجا
gardener
Collector
هستن.

۲. قبل از خرید و به خونه آوردن هر گل وگیاهی فکر کنید ببینید آیا شرایط لازم برای نگهداری از اونها رو دارید یا خیر. فقط به صرف خوش اومدن گیاه رو خریدن پاسخی به حرص و طمع شماست نه به علاقه ی شما.

۳. توجه به فقط یک جنبه از زندگی (هر جنبه ای) شما رو تبدیل به یک فرد بیمار می کنه. به شخصه اکثر اوقات در فردی که به اندازه غیرعادی روی یک جنبه از زندگی تمرکز می کنه دنبال نابهنجاری در زمینه های دیگه ی زندگی می گردم. کسی که روزی بیست ساعت باغبونی می کنه، از چیزی داره فرار می کنه حتی اگر خودش ندونه. در هر چیزی اعتدال رو رعایت کنید و همیشه به سلامت روان خودتون بیش از هر چیز دیگه تو دنیا اهمیت بدید.

۴. نگهداری از گیاه ها صبر و حوصله نیاز داره ولی بیشتر از صبر اشتیاق می خواد. اینکه نیازهای هر کدوم رو درک کنی و به شیوه ای که اونها نیاز دارن باهاشون تعامل کنی و به نیازهاشون رسیدگی کنی یعنی علاقه داشتن وگرنه می شه استفاده ابزاری از گل و گیاه برای رسیدن به هدف شخصی.

اما آخرینش در مورد باغبانهاست نه گلها

۵. هرچقدر هم در دیدارهای گروهی باغبانی به هم نزدیک بشید، باز هم باید مراقب رفتار و حرفهاتون باشید. صرف ملاقات ماهی یک بار و حرف زدن در مورد گل و گیاه مجوز خوبی برای پرسیدن سوالاتی از قبیل شغل شوهرت چیه و خودت چقدر حقوق می گیری و رابطه ت با مادر شوهرت چطوره نیست. حریم خودتون رو رعایت کنید

برای خودم جالبه که همه چیز رو از دریچه مورد علاقه خودم، روانشناسی، می بینم… حتی باغبونی رو!

برچسب ها: بدون برچسب

پاسخی بگذارید