خیریه

وقتی از خیریه حرف می زنیم، مردم یاد بیل گیتس و مادر ترزا میفتن و می گن که نه پول آنچنانی برای اینجور ریخت و پاش ها دارن و نه وقت می کنن به این قرتی بازیها برسن! خیلی ها می گن به موسسات خیریه اعتماد ندارن و اصلا جایی رو نمی شناسن که بخوان “از این کارها” بکنن! بعضی ها هم فکر می کنن خیریه یعنی اهدای لباسهای کهنه و پاره به بدبخت های کف خیابون (یک بار آقایی یه گونی لباس به من داد و گفت فقط وقت نکردم لباس زیرهای شسته شده رو از نشسته جدا کنم، شما خودتون زحمتش رو بکشید!! لباس زیر؟ اونم مصرف شده و شسته نشده؟ خودتون حالتون به هم نمی خوره؟ جان من نباید گونی رو پرت می کردم تو سطل زباله؟) بگذریم…

حقیقت اینه که ما معمولا از تاثیر کارهای کوچیک ولی مستمر بر جامعه و روان آدمهای دیگه چشم پوشی می کنیم و قدرت شخصی مون رو نادیده می گیریم.
کارهای خیریه زیادی هستند که نیاز به پول هنگفت ندارن یا حتی در خیلی از موارد اصلا نیاز به پول ندارن.
ده تا کار کوچیک، کم هزینه و موثری که امروز می خوام پیشنهاد بدم رو بذارید توی لیست انجام کارهاتون و هر ماه یک کدوم از اونها رو انجام بدید. بعد از چند وقت خودتون تاثیرش رو به چشم خواهید دید.

اول. یه هزینه ی کوچیک کنار بذارید برای خرید لوازم التحریر برای بچه های مدارس تو مناطق پایین شهر. حتما که نباید فانتزی باشن، دفتر و خودکار و مداد ساده فقط برای ده تا دانش آموز هزینه ی یک روز بیرون ناهار خوردن شماست. نگید که خب بعدش چی؟ بعدش به دوستاتون بگید ماه بعد برای ده نفر دیگه بخرن. هزینه کردن برای آموزش هیچ وقت هدر رفت پول نیست، سرمایه گذاری برای فردای مملکتیه که بچه ی خودتون قراره توش زندگی کنه و رفاه و امنیت داشته باشه.

دوم. اگر مذهبی هستید و نذری می دید لطفا ببرید به خانواده های نیازمند برسونید به جای پخش کردن یه کاسه آش بین همسایه هایی که ماشین میلیاردی سوار می شن. اگر هم مذهبی نیستید، هزینه ی یک وعده غذا رو هر هفته یا هر ماه کنار بذارید یا برای افرادی مثل کودکان کار یا زباله گردها یک وعده غذای گرم بخرید. قول می دم ورشکست نشید.

سوم. مربی بشید. چه مهارت خارق العاده ای دارید؟ چه کارهایی هست که از پسشون به خوبی برمیایید؟ نقاط قوت و ضعف خودتون رو بلدید؟ وقت بذارید یکی از مهارتها و کارهایی که بلدید رو به بقیه یاد بدید. می تونید برید جایی در مورد کار و مهارتتون سخنرانی کنید یا کلاس آموزشی رایگان برگزار کنید. می تونید نقاشی رایگان یاد بدید، عکاسی، خوشنویسی، ورزش، رقص، مهارتهای ارتباطی و کلامی، زبان انگلیسی، ریاضیات، آشپزی و هزار هزار کار دیگه… خودتون رو دست کم نگیرید، با بیشتر یاد دادن خودتون هم بهتر یاد می گیرید.

چهارم. پیشاپیش پرداخت کنید. این روزها پرداخت پیشاپیش در خیلی از کافه ها و رستورانها انجام می شه. برای کسی که نمی شناسید، قهوه یا غذا بخرید. برای همسایه ی سالمندتون از سوپرمارکت خرید کنید. برای کسی در رو باز کنید یا در حمل بار سنگین کمکش کنید. لبخند بزنید و روز دیگران رو با انجام مهربونی های کوچیک بسازید.

پنجم. پاکسازی طبیعت. یکی از کارهایی که این روزها خیلی لازم داریم یادآوری اینه که آشغال نریزیم و یا آشغالهای رها شده در طبیعت رو پاکسازی کنیم. توی ماشین یا کیف دستی تون یه دستکش ضخیم و راحت و یه کیف پارچه ای یا کیسه زباله بذارید و هر جا سر راه زباله دیدید جمع کنید بریزید توی سطل های آشغال. توی شهر و خیابون یا طبیعت همیشه حواستون به پاکسازی باشه و یا حتی با دوستانتون گروهی برید آخر هفته لب دریا یا توی جنگل رو پاکسازی کنید. درسته که باید فرهنگ سازی بشه که آشغال نریزیم ولی با آشغالهای فعلی چه کنیم؟ همه ما مسوولیم…

ششم. داوطلب بشید. بسیاری از سازمانهای خیریه نیاز به داوطلب دارن. ببینید به چه کاری علاقه دارید و چه خیریه ای تو اون زمینه مشغول کار هست. اگر جایی رو نمی شناسید با دوستانتون یه گروه تشکیل بدید و هفته ای یک نیم روز رو به کار داوطلبانه اختصاص بدید.
ایده: به کودکان بی سرپرست سر بزنید و بهشون یاد بدید کاردستی درست کنن.
به آسایشگاه های روانی یا معلولین و جانبازان سر بزنید و میوه و غذا ببرید براشون، براشون کتاب و مجله ببرید و باهاشون حرف بزنید و به حرفهاشون گوش بدید. بهشون باغبونی یا بازیافت یاد بدید
به آسایشگاه سالمندان سر بزنید و موهاشون رو کوتاه کنید یا براشون تولد بگیرید و شعر و آواز بخونید
تو آشپزخانه های خیریه یک روز در هفته یا ماه غذا درست کنید

هفتم. تدریس کنید. خانواده های بی بضاعت که نمی تونن برای بچه هاشون معلم خصوصی بگیرن رو دریابید. به بچه ها رایگان ریاضی و شیمی و فیزیک درس بدید و کمکشون کنید بفهمن چرا باید خوب درس بخونن و برای اینده سرمایه گذاری کنن.

هشتم. بازیافت. مبحث بازیافت این روزها در کشورهای زیادی بطور خیلی جدی دنبال می شه. جدای از کارهایی که در سطح کلان می شه کرد، بازیافت کردن خود زباله های شخصی و یاد دادن بازیافت به بقیه بسیار کمک بزرگی به جامعه می کنه. اگر مرکز بازیافت نزدیک خونه دارید هفته ای یک ساعت برای جداسازی زباله ها یا آموزش همگانی داوطلب بشید، بروشور طراحی کنید یا اطلاع رسانی عمومی انجام بدید

نهم. اهدای وسایل کاربردی. خونه ی همه ی ما یه سری وسایل و خرده ریز هست که صد ساله ازشون استفاده نکردیم ولی همچنان معتقدیم که قراره به کار بیان و یه روزی می رسه که خوار نباشن و… خب دور نریزید، اونهایی که هنوز می شه استفاده کرد، لباسهای قدیمی ولی سالم، مبل، یخچال، تلویزیون، ظرف و ظروف، هرچیزی رو که می دونید مدتهاست استفاده نکردید اهدا کنید. با دوستانتون رد و بدل کنید شاید به درد اونها بخوره. قرارهای دسته جمعی بذارید برای معاوضه ی چیزهایی که هنوز کار می کنن ولی مورد نیاز شما نیستن. از گروه های دو و سه نفره شروع کنید و گسترشش بدید.

دهم. اهدای خون. این لیست رو با این مورد تموم می کنم چون خودم همیشه از اهدای خون که نه ولی از آمپول وحشت داشتم. دو هفته پیش از کنار یک مرکز خرید رد می شدم و خانمی ازم خواهش کرد چند دقیقه وقت بذارم و به حرفش گوش بدم. بعد هم با آمار و ارقام نشونم داد که با اهدای خون هر بار جون چند نفر رو می تونم نجات بدم. نتیجه اینکه همونجا برای اولین بار تو این چهل سال زندگی رفتم خون دادم. نهایتا با کلی کیک و شیر شکلات و تقدیر و تشکر بدرقه شدم که اینقدر شرمنده م کرد تصمیم گرفتم هر سه ماه باز برم خون بدم. یک ربع وقتم رو گرفت ولی حس رضایتش عالی بود.

چیزی به نظرتون می رسه که تو لیست نیومده باشه؟ پیشنهاد شما چیه؟

به جای اما و اگر و تمرکز روی مشکلات روی انجام کارهای کوچیک و متفاوت فکر کنیم….

پاسخی بگذارید